در روش (در باغ سبز نشان دادن) یا (پرتاب کوتاه توپ) سه چیز مهم قابل توجه است :

1-     با امضای یک چک به عنوان پیش پرداخت ، نوعی تعهد ایجاد می شود.

2-     توقع داشتن تجربه ای خوشایند یا جالب (مثل راندن یک اتومبیل)

3-     تصور مشتری از اینکه قیمت کنونی فقط کمی بیشتر از جاهای دیگر است

تصمیم به رفتارهای تبهکارانه بر دو نوع است :

·        یکی در شُرُف مقاومت است ولی تصمیم به تقلب می گیرد

·        کسی در آستانه تقلب است ولی مصمم به مقاومت است

معمولا کسانی که مخالف سرسخت یک موضوع هستند ، آنهایی هستند که همواره از آن برکنار نبوده اند.

یعنی کسانی که شدیدترین تنبیه را برای عملی برمی گزینند، آنهایی هسند که در آستانه تسلیم به این وسوسه بوده اند ولی مقاومت کرده اند.

اگر می خواهید شخصی ، نگرشی مثبت تر به چیزی پیدا کند، او را وادار به داشتن آن چیز کنید.

اگر میخواهید کسی نگرش اخلاقی خود را نسبت به عملی خلاف سخت تر کند ، او را به انجام آن عمل وسوسه کنید، ولی او را به ارتکاب آن عمل مجبور نکنید.

روانشناسی توجیه نابسنده : آن است که رفتار فرد متغیر با عقیده هایش باشد.

توجیه نابسنده بر دو نوع است :

الف) توجیه بیرونی

ب) توجیه درونی

در توجیه بیرونی : شخص مجبور به تغییر عقیده های خود است.

در توجیه درونی : شخص به اعتقادات خود محکمتر پایبند می شود.

هرچه پاداش کمتر باشد ، تغییر نگرش فرد بیشتر قابل تغییر است.

دو نمونه از توجیهات بیرونی عبارتند از :

-         گفتن دروغ مصلحت آمیز، به منظور اجتناب از جریحه دار کردن احساسات دیگران اشکال ندارد

-         پاداش دادن

نظریه « گفتن ، موجب باور کردن است» آن است که تا زمانیکه به اندازه کافی توجیه مغایر با نگرش اولیه ما نباشد ، ما شروع به باور کردن دروغ های خود می کنیم.

هر چه پاداش بیشتر باشد ، تغییر نگرش کمتر است.

عوامل شکل گیری توجیه بیرونی :

1-     مردم را تهدید به تنبیه کنیم

2-     آنها را با پاداش غیر مالی ترغیب کنیم

3-     در صورتی که دوستی نزدیک ، چیزی را از ما بخواهد که حتی ممکن است در شرایط غیر از آن از انجامش خودداری کنیم.

ناهماهنگی و خود پنداره : در شرایطی که خودپنداره مورد تهدید قرار بگیرد ، ناهماهنگی شدیدتر است.

دروغگویی هنگامی تغییر نگرش بیشتری ایجاد می کند که دروغگو ، برای عمل خود به اندازه کافی  پاداش دریافت نکرده باشد.

اثرهای ناهماهنگی و خود پنداره هنگامی در بیشترین حد هستند که :

1-     مردم شخصا برای عملشان احساس مسئولیت کنند

2-     اعمال آنها پیامدهای جدی داشته باشد

پدیده پاداش نابسنده ، نه تنها در مورد اظهارات مغایر با نگرش ، بلکه در همه گونه رفتار کاربرد دارد.

توجیهات بیرونی فراوان ، ممکن است مانع به کارگیری فرآیندهایی شوند که می توانند در ایجاد زمینه لازم برای ازدیاد لذت و خوشی ، افراد را یاری دهند.

نظریه ناهماهنگی می گوید : اگر شخصی برای نیل به یک هدف سخت بکوشد ، آن هدف برایش جالب تر خواهد بود.

راههای کاهش ناهماهنگی :

·        افراد در آنچه داشته اند تجدید نظر کنند

·        متقاعد ساختن خود از طریق کم تلقی کردن میزان تلاشها

توجیه بی رحمی : شیوه موثر کاهش ناهماهنگی این است که تقصیر قربانی عملتان زا به حداکثر برسانید، تا خود را مجاب سازید که قربانی شما ، آیا سزاوار آسیب و گزند بوده ، یا عملشان او را مستوجب آزار شما کرده است یا وی شخصی بد ، شرور ، کثیف و سزاوار سرزنش است.

اهمیت عزت نفس به ما می گوید : اگر مرتکب عملی بی رحمانه و ابلهانه شوید ، عزت نفس شما را مورد تهدید قرار می دهد ، زیرا این عمل شما را متوجه این امکان می سازد که شما شخص بی رحم و ابله هستید.

شخصی که عزت نفس کمتری دارد ، اگر مرتکب عملی ابلهانه یا غیراخلاقی شود ، احساس ناهماهنگی زیادی نمی کند. چون رفتار خلاف، در او ناهماهنگی زیادی ایجاد نمی کند.

شخصی که عزت نفس بالاتری دارد ، بیشتر در مقابل وسوسه ارتکاب یک عمل خلاف مقاومت می کند، زیرا رفتا خلاف ، ناهماهنگی بسیاری را در او پدید می آورد.

پرخاشگری : رفتار آگاهانه ای است که هدفش اعمال درد و رنج جسمانی یا روانی است.

از نظر آرونسون : پرخاشگری عمل آگاهانه ای است که با هدف وارد آوردن صدمه و رنج انجام می گیرد. این عمل ممکن است بدنی یا کلامی باشد. خواه در نیل به هدف موفق بشود یا نشود.

تفاوت بین پرخاشگری خصمانه و پرخاشگری وسیله ای :

پرخاشگری خصمانه عملی پرخاشگرانه است که از احساس خشم ناشی می شود و هدفش اعمال درد و آسیب است.

در پرخاشگری وسیله ای ، قصد و نیت آسیب رساندن به شخص دیگر وجود دارد.

توماس هابز معتقد بود که ما انسانها در محیط طبیعی خشن و بی رحم هستیم.

ژان ژاک روسو انسان را ، « بشر وحشی پاک نهاد » می نامد ، به این دلیل که ما انسانها در حالت طبیعی خود ، موجودات مهربانی هستیم و قیود اجتماعی ما را مجبور کرده است که دشمن کیش و پرخاشگر شویم.

براساس نظریه فروید : انسان با غریزه ای زائیده می شود که « غریزه زندگی » می نامند و همچنین غریزه ای به نام « غریزه مرگ » دارد.

 غریزه میل به مرگ ، به اعمال پرخاشگری منجر می شود.

عده ای از دانشمندان « پرخاشگری طبیعی » را اینگونه معرفی می کنند : آدمی در محیط طبیعی نه تنها یک قاتل است ، بلکه تخریب بی حد و حصر او در میان جانوران بی نظیر است.

فواید پرخاشگری :

1-     بقای اصلح

2-     پالایش هیجانی

به نظر می رسد که پالایش هیجانی ، اندیشه ای بخردانه باشد ، که ظاهرا با تجربه معمولی مطابقت دارد.

علل پرخاشگری عبارتند از :

·        هدف ملموس و در دسترس باشد

·        انتظارات بالا باشد

·        به نحوی غیر موجه ، از دستیابی فرد به هدف ممانعت شود

نکات قابل توجه در یادگیری اجتماعی :

-         یادگیری اجتماعی مانع یک پاسخ پرخاشگرانه است

-         یادگیری اجتماعی نیت و قصد عامل درد و ناکامی است

عوامل موثر خشونت رسانه ای بر پرخاشگری بیننده :

1-     اگر آنها می توانند این کار را بکنند ، من هم می توانم

2-     « خوب ، پس روش شما برای انجام دادن این امور این است.»

3-     « فکر کنم احساساتی که دارم ، احساساتی پرخاشگری هستند.»

4-     « باز هم یک کتک کاری وحشیانه ! کانال دیگر چه برنامه ای دارد؟»

راههای کاهش خشونت :

·        استدلال محض

·        تنبیه

·        تنبیه نمونه پرخاشگر

·        حضور الگوهای غیر پرخاشگر

·        پاداش دادن به نمونه های دیگر

·        ایجاد همدلی نسبت به دیگران

عامل مهم در مورد اثربخشی تنبیه ، شدت یا محدودیت آن است.

تنبیه شدید یا مقید کننده می تواند بی اندازه ناکام کننده باشد و ناکامی خود یکی از علل پرخاشگری است.

پس عاقلانه است که در کوشش برای کم کردن پرخاشگری ، از فنون ناکام کننده احتراز بجوئیم.

این نکته در مطالعات رابرت هامبلین و همکارانش قابل رویت است.

وارد آوردن درد و رنج به دیگران ، در شرایطی آسانتر می شود که : بتوانند راهی برای انسانیت زدایی از قربانی خود بیابند.

مثل اینکه در جنگ دشمن را آشغال می نامند.