خلاصه فصلهای 1 و 2 و 4 کتاب مبانی ارتباطات انسانی
رمزگذاری توسط متخصصان ارتباطات چنین تعریف می شود :
رمز گذاری عبارت است از عملی که توسط آن پیامی به رمز تبدیل و یا پیامی از طریق رمز فرستاده می شود.
رمز خوانی در مقابل : عبارت است از ، استخراج معنی از پیامهای فرستاده شده یا دریافت شده.
سه نظریه متفاوت در مورد ارتباط از طریق کد گذاری وجود دارد که عبارتند از :
· رمزگذاری و رمزخوانی دو عمل کاملا مجزا از یکدیگر در هر فرد است.
· رمزگذاری و رمزخوانی پیامدهای یک جریان یا فراگرد واحدند که به طور مداوم در گردش است و توقفی برآن وجود ندارد.
· رمزگذاری و رمزخوانی یک عمل واحدند که به دو منظور متفاوت و متضاد از یک سیستم یا نظام به آنها نگاه می شود.
دیدگاههای متفاوتی نسبت به ارتباطات وجود دارد ، از جمله :
- ارتباطات به عنوان کنش
- ارتباطات به عنوان کنش متقابل
- ارتباطات به عنوان تعامل یا کنش متعامل
اختلالات : عواملی که مشکلاتی در جهت فرستادن و دریافت کردن درست پیام بین (رمزگذار) و (رمزخوان) به وجود می آورند اختلالات نامیده می شود.
این اختلالات به دو دسته تقسیم می شوند :
1- اختلالات درونی : که بیشتر به اضطراب ، نگرانی ها و عوامل درونی هر یک از دو طرف ارتباط مربوط می شود.
2- اختلالات برونی : مثل نور و سر و صدا و غیره
برای تجزیه و تحلیل یک فراگرد تنها راهی که وجود دارد این است که ، اول ارتباط بین اجزاء آن را مشخص کرده، سپس تاخر و تاثر متقابل آنها در نظر گرفته شود.
ارتباطات شامل اجزاء و عناصر زیر است :
1- منبع : که پیام را می فرستد
2- پیام : چیزی که باید به دیگری منتقل شود
3- از طریق مجرا یا وسیله ای این پیام باید فرستاده شود
4- این پیام به یک گیرنده پیام ، فرستاده شود
نظام ارتباط بین افراد عبارت است از : ارتبای یک انسان، با تمام پیچیدگی هایش ، در ارتباط با دیگران و پیوستگی هایش با آنان ، که در ابعاد جسمی و روانی مورد توجه قرار می گیرد.
میان کنش ، زمانی رخ می دهد که یک جریان و رابطه داد و ستدی در بین اجزاء آن فراگرد به وجود آید.
میان کنش در ارتباطات عموما به تبادل پیام ها اطلاق می شود که میان دو نفر در جریان است که این ، خود ممکن است منتج به تغییر در پیامها شود.
در ارتباطات ، آنچه میان دو طرف مبادله می شود پیام است. پیام عموما به آنچه نوشته یا به آنچه گفته می شود ، اطلاق می شود.
در یک فراگرد ارتباطی، از نظر توجه و عدم توجه یا ارادی و غیر ارادی بودن فراگرد، از نظر فرستنده پیام و یا گیرنده پیام با موارد زیر مواجه خواهیم بود:
1- فرستنده پیام به گونه ای ارادی پیامی را برای گیرنده ای می فرستد که او نیز به گونه ای ارادی پیام را دریافت می کند.
2- فرستنده پیام ممکن است به گونه ای غیرارادی ، پیامی را به گیرنده پیام ارسال دارد که او به صورت ارادی پیام را دریافت می کند. (مثل استراق سمع)
3- ممکن است فردی که پیام را می فرستند کاملا آگاه بوده و به گونه ای ارادی پیام خود را برای (پیام گیر) ارسال دارد ، اما در مقابل گیرنده و یا (پیام گیر) به گونه ای ناخود آگاه و یا غیرارادی از خود واکنش نشان دهد.
4- ممکن است هر دو سوی فراگرد ارتباطی ، یعنی فرستنده پیام و گیرنده آنة هر دو نسبت به فراگرد ارتباطی و پیام ارسالی ناآگاه باشند.
فراگرد ارتباطی در محیط شکل می گیرد و انجام می پذیرد. محیط نه تنها به فراگرد ارتباطی و نوع آن تاثیر می گذارد، بلکه به ادراکات ، آنچه بین خود رد و بدل می کنیم، و حتی در سطحی که ارتباط می گیریم نیز تاثیر می گذارد.
به گفته « جیمز مک کراسکی » : رفتار ارتباطی ما تغییر پذیر است و ما در مورد یک واقعیت به گونه ای متفاوت عمل می کنیم.
ارتباط در فضا و محیطی که بر ادراک ما تاثیر دارد شکل می گیرد و این فضا یا محیط است که اشکال و شیوه های ارتباطی را برای ما رقم می زند.
در سطح فرهنگی ، فراگرد ارتباطی در چارچوب فرهنگ ها و مردمانی که در این فرهنگها زیست می کنند شکل می گیرد. مردمانی که دارای یک قلمرو، زبان، تاریخ، معیشت و ویژگیهای مشترک هستند ، در یک فرهنگ قرار می گیرند. گاه فرهنگها و مردمان آنها ناگزیر به ارتباط با یکدیگرند. این ارتباط ، ارتباط بین فرهنگها نامیده می شود.
ارتباط سعی بر این است که باورها، نگرش ها و ویژگیهای مشترک گروهی از افراد که در یک فرهنگ قرار گرفته اند، مشاهده و پیش بینی شود و بر آن اساس ارتباط مناسب طراحی شود.
در فراگرد ارتباطات در سطح اجتماعی، توجه ما بیشتر متوجه گروهها و خرده گروهها در درون یک فرهنگ است.
در این سطح ، ما با دیگران با توجه به نقش اجتماعی آنان ارتباط برقرار می کنیم.
ارتباطات در سطح فردی یا شخصی بیشتر به ویژگیهای فردی یک انسان توجه دارد.
در این سطح ، ما به پیش بینی درست از ویژگیهای منحصر به فرد، وضعیت روانی و شخصیتی یک انسان می پردازیم.
ارتباطات مراوده ای است ، چرا که فراگردی است که به وسیله آن می توان واقعیت حاکم بر خود را با دیگران در میان نهاد و واقعیت حاکم بر آنان را دریافت.
وظیفه اساسی ارتباطات انسانی ، دگرگونی و سازش با دگرگونی است.
وظایف ارتباطات انسانی عبارتند از :
1- وظیفه پیوستگی
2- وظیفه اطلاعاتی و استدراکی
3- وظیفه تاثیر گذاری
4- وظیفه تصمیم گیری
5- وظیفه تصدیق
« فرانک دنس » یکی از محققان برجسته علوم ارتباطات پس از بررسی نود و پنج تعریف از ارتباطات به این نتیجه رسیده است که ارتباطات در نهایت در سه مفهوم قابل طبقه بندی است :
الف) ارتباطات حیوانات
ب) ارتباطات انسانی
ج) ارتباطات موثرارتباطات موثر
ارتباطات موثر آن است که فرستنده بتواند منظور خود را به گیرنده پیام برساند.
درک عبارت است از : دریافت صحیح محتوای محرک مورد نظر.
مبحث (جذب اطلاعات) برای بالا بردن درک دیگران به هنگام دادن پیام و اطلاعات است.
در ارتباطات توده گیر یا انبوه : هدف اساسی، انتشار اطلاعات و اخبار در بسیاری از موارد است. برنامه های تلویزیونی، رادیویی و نشریات در شمار چنین برنامه های ارتباطی هستند.
هدف اساسی مکتب (تحلیل مراودهای) و (تحلیل تعاملی) در ارتباطات این است که : ارتباط برای ایجاد شرایط مناسب تر زیستن با هم، و زندگی بهتر است.
در ارتباط بین دو نفر ، دگرگونی در نگرش ها ، عمدتا در چارچوب (نفوذ اجتماعی) قرار می گیرد.
عوامل شکست یک فراگرد ارتباطی عبارتند از :
1- عدم درک صحیح از محتوای پیام
2- دشواریهایی که در روابط انسانها پدید می آیند و خود نتیجه سوء تفاهم هایی هستند که گاه پیش می آیند.
برخی بر این باورند که تمام ارتباطات و فراگرد حاکم بر آن بی مصرف خواهد بود، نگر آنکه به عمل یا کنش مطلوب بیانجامد.
اگر قصد دارید که حرکت یا رفتار خاصی را در دریافت کننده پیام خود برانگیزید ، سعی کنید :
1- تسهیلاتی را در درک پیام خود توسط دریافت کننده پیام ایجاد کنید
2- مطمئن شوید که با دریافت موافقت او ، پیام شما رواست و به او به درستی رسیده است
3- با دریافت کننده پیام ، رابطه آسانی بر قرار کنید.
فواید متعددی بر مدلها مترتب است که اهم آنها عبارتند از :
1- اجازه می دهند که به تجزیه و تحلیل و نیز تجربه شرایط پیچیده که به اندازه حقیقی انجام آنها ممکن نیست، بپردازند و تا حدی مسائل ناممکن را ممکن کرد.
2- از نظر اقتصادی باعث می شود که صرفه جویی های اساسی در انجام یک طرح یا پدیده به عمل آید.
3- صرفه جویی در وقت
4- توجه اساسی مصروف نکات مهم پدیده می شود و از به هدر رفتن انرژی و توانایی ها جلوگیری خواهد شد.
5- مدل ها می توانند در پیش بینی نتایج تصمیمات به شرایط واقعی دسترسی پیدا کنند
« هسیو » و « کلیور » ، مدلها را به سه دسته بزرگ قابل تقسیم می باشند که عبارتند از :
1- مدلهای فیزیکی
2- مدلهای ذهنی
3- مدلهای نمادین
مدلهای فیزیکی بر دو نوع هستند : 1- مدلهای تمثیلی 2- مدلهای ترسیمی
مدلهای تمثیلی ، اندازه کوچک شده یک شیء بوده که شباهت زیادی با آن دارند، مثل اسباب بازی کودکان
مدلهای ترسیمی ، تصویر فنی یا طرح یک شیء بوده است ، مثل طرح ترسیمی یک هواپیما بر روی کاغذ
تقسیم بندی مدلهای نمادین عبارتند از : 1- مدلهای کلامی 2- مدلهای ریاضی
مدلهای کلامی : از طریق زبان به صورت تکلم یا نوشتن بیان می کند. مدل « لاس ول » در ارتباطات ، از اینگونه مدلها می باشد.
مدلهای ریاضی پیچیده و صوری : مجردترین مدلها می باشند. نوع شاخص این مدلها فرمول های ریاضی اند.
انواع مدلها برحسب عملکرد مدلها : 1- توصیفی 2- پیش بینی کننده 3- هنجاری
مدلهای توصیفی : این مدلها فقط سعی می کنند که یک واقعه گذشته یا حال یا فعالیتی را بدون هیچگونه تلاش در پیش بینی آتی آن یا دادن هرگونه توصیه مطرح کنند.
مدلهای پیش بینی کننده : این مدلها توجیه کننده استراتژی های گوناگونی است که از طریق آنها می توان نتایج تصمیماتی را که اتخاذ می شوند پیش بینی کرد.
مدلهای هنجاری : آن دسته از مدلهایی می باشند که می کوشند نشان دهند که برای تحقق خواسته ای چه باید کرد. نمونه این مدلها عبارتند از : برنامه ریزی خطی
مدلها از دو جهت مورد ارزیابی قرار میگیرند :
1- مدل مورد نظر به چه میزان ، به گونه ای اثربخش به ما اجازه می دهد که اطلاعات مورد نظر را سازمان دهی کنیم.
2- چه میزان مطالعات براساس آن شکل گرفته است.
مجرا : محملی است که پیام بر آن می نشیند و به سوی مقصد حرکت می کند. در ارتباطات میان فردی این وسیله می تواند فاصله یا زبان باشد.
بازخورد : پاسخ یا عکس العمل قابل تشخیص مقصد یا گیرنده پیام است.
مفهوم نسبیت در رفتارهای انسانی و بالمآل در ارتباطات میان اشخاص کاملا حکم فرماست.
ارتباطات میان فردی دارای دو بعد است : 1- عمل گرایانه 2- خشنودی شخص
در بعد عملگرایانه : اثربخشی ارتباطات متوجه دستاورد و موفقیت رسیدن به اهداف و خواسته های ارتباط گیرنده یا فرستنده پیام است.
در بعد خشنودی شخص : اثربخشی کنش ارتباطی به لذت و شعفی که از آن برای دست اندرکاران ارتباط حاصل می شود مرتبط می شود.
ویژگیهای اثربخشی :
1- گشودگی
2- همدلی
3- حمایتگری
4- مثبت گرایی
5- تساوی
گشودگی : مقصود از گشودگی به سادگی عبارت است از ، همان اشتیاق به از (خودگشودگی ) که در برگیرنده اطلاعاتی در مورد خود است که به صورت طبیعی هر کس می تواند آن را در بخش پنهان پنجره جوهری خود نگهدارد.
مفهوم کیفی گشودگی حداقل در سه جنبه اساسی ارتباطات میان فردی اثر خو د را بروز می دهد :
1- ارتباطات گیرنده موثر یا فرستنده پیام در ارتباطات میان فردی می یابد شایق باشد، که خود را در مقابل طرف های ارتباطی خود بگشاید و با یک گشودگی نسبی با آنان مواجه شود.
2- جنبه از گشودگی بیانگر اشتیاق فرستنده پیام یا مبدا ارتباطی به وانمود کرد و بروز دادن صادقانه محرکات وارد بر خود است و اینکه بر او چه تاثیری نهاده است.
3- این جنبه اولین بار توسط « آرتور بوچنر » و « کلیفورد کلی » مطرح شده است و با مفهوم تملک احساسات و تفکرات مرتبط است.
همدلی : به معنی « با دیگری حس کردن » است ، همدلی کردن با کسی یعنی احساس او را درک کردن.
( بک رچ ) در مورد همدلی چنین گفته است : همدلی توانایی فرد است که به گونه ای تجربی دریابد که فرد دیگر چه تجربه ای در یک لحظة موعود و در یک چارچوب مشخصو با توجه به نظر خویشتن دارد.
( شافر ) بر این باور است که : همدلی تجربه درونی قابل درک و در میان نهادنی یا دیگری برای مقطعی از وضعیت روانی او باشد.
همدردی کردن عبارت است از احساس کردن برای فرد دیگر.
به گفته ( گرین سون ) : کسی نمی تواند به احساس ظریف و پیچیدگی دیگری دسترسی پیدا کند مگر آنکه مگر آنکه احساس او را دریابد و آن را تجربه کند که این خود همدلی نامیده می شود.
( تراکس ) مهارت ارتباطی هر کس را به تعریف او از همدلی مرتبط می کند. ( تراکس ) می گوید : همدلی صحیح هم حساسیت نسبت به احساسات موجود و هم تسهیلات لازم کلامی برای ارتباط با دیگری را در برمیگیرد که موجب درک و تفاهم بیشتر و نیز استفاده صحیح از زبان برای القای مفاهیم می شوند.
برای بالا بردن مهارت های مربوط به همدلی اقدامات زیر موثر می باشد :
· پرهیز از ارزیابی و قضاوت رفتار طرف مقابل
· درک احساسات و عواطف طرف مقابل
· باید بکوشیم آنچه دیگری براساس نگرش و توانایی خود تجربه کرده است ما نیز تجربه کنیم
عوامل موثر بر فضای حمایتگرایانه :
1- سکوت
2- تساوی با دیگران
3- تردید در برابر یقین
مثبت گرایی حداقل به سه جنبه یا عامل تکیه دارد :
1- ارتباط میان فردی زمانی به درستی شکل می گیرد و پرورش پیدا می کند که احترام مثبت و معینی برای خویشتن در نظر داشته باشیم.
2- ارتباطات میان فردی زمانی به درستی شکل می گیرد و به بالندگی خود نزدیک می شود ، که احساس خوشایند خود را نسبت به طرف مقابل به او منتقل کنیم.
3- یک احساس مثبت و خوشایند در مورد وضعیت عمومی حاکم بر ارتباطات ، برای تعامل یا میان کنش اثربخش بین دو یا چند نفر بسیار حیاتی و مهم ی باشد.
( تشابه با هم ) در برگیرنده تشابه موجود از نظر ظاهری و شخصیتی بین طرفین ارتباط است.
(تخالف با هم ) دلالت بر تفاوت موجود از جهات مختلف بین طرفین ارتباط دارد.
( جیمز مک کراسکی ) ، ( کارل لارسون ) و ( مارک نپ ) بر این باورند که ارتباط موثر بیشتر زمانی پدید می آید که طرفین ارتباط تشابه بیشتری با هم داشته باشند.
زمانی که ما با اشخاصی همانند هستیم ، احساس مثبت گرایی بیشتری نسبت به خود می کنیم.
براساس مطالعات ( مک کراسکی ) ، ( لارسون ) و ( نپ ) اگر دو طرف فراگرد ارتباطی ، هر دو ، همانند و دارای درجه بالایی از تشابه با هم در زمینه موضوع مورد بحث باشند ، هیچ کدام با تغییر نگرشها ، باورها و یا رفتار طرف مقابل سازگاری نشان نمی دهد.
با سلام